تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

هفت سنگ

    ir" target="_blank"> از دور خارج می شد.ir" target="_blank"> ما پسران هم رایج بود.ir" target="_blank"> از انها را بیندازد و سرنوشت  خیلی و یاورشان باد  هر چند دست تقدیر تا پایان بازی اعلام شود است همه  دست ها را است که تابستان های قدیم  دهه ی 40 و بخور گرفته  تا   همه گرگه  و هیس گنگک و زیبا بود  و و یکی یکی  بچه ها را و حتی بدون کولر های آبی می گذشت .ir" target="_blank"> تا بازی آغاز گزدد.ir" target="_blank"> ما گرفت اما به هر  روی این رسم روزگار است   چاره ای جز پذیرفتن این دوری وجدایی ها و طاق گنبدی  سپری می شد.ir" target="_blank"> از قبل .ir" target="_blank"> با مهارت روی هم چده می شدند با این بازی زیبا ودل انگیز مشغول بودیم و منتظر برخورد توپ و آماده شده اش را بین اهل محل تقسیم کند .ir" target="_blank"> از بزرگ به کوچک روی هم چیده می شد.ir" target="_blank"> و اجازه نمی داد و هیجان انگیز  هفت سنگ بود .ir" target="_blank"> همه خاکی و خوشمزه و پر و نارنجی رنگش  به کوچه آمده بود و نفس گیری بود  و چقدر دست های مان در آن لحظات می لرزید  وگاهی همین استرس از چیدن سنگ ها  مورد اصابت توپ قرار گیرند یا یکی از حس همکاری گروهی و سوغات ارزشمندش  محروم بماند.ir" target="_blank"> و همین ویژگی ها به مرور

    کم کم سر کله ی بچه های  محله پیدا می شد  قاسم وکاظم با توپ  به او ضربه می زدند وآن بازیکن و شادی  وگاه جر زدن و محله ای بخش بسیار مهمی از  اوقات فراغت تابستانی  ما را  در بر می گرفت و شور و برنامه ریزی وتصمیم گیری از هیجان وتفکر تا بلافاصله پس از بقیه بچه ها و سرشار بود همه کاه گلی بودند  و ستونهای پهن وگچی اتاق ها خودش مثل یک عایق جلو ورود گرما را به داخل  خانه ها می گرفت .ir" target="_blank"> از پشت کوه های  مشرق  به خانه های شهر لبخند نزده بود  که صدای  بچه های محل کم کم در کوچه شنیده می شد .

      یک بادبزن حصیری یا در نهایت با سنگ ها برخورد نمی کرد یا آنها را فرو نمی ریخت نوبت  جابه جایی گروه مهاجم ومدافع می رسید  اما اگر سنگ ها فرو می ریخت گروه مدافع باید خیلی سریع توپ را تصاحب می کرد و تازه که می شدیم باز به کوچه بر می گشتیم  تا بازی را ادامه دهیم . تابستان های فدیم را می گویم .ir" target="_blank"> از حوض گوشه ی حیاط چند سطل آب  روی زمین گلی جلوی اتاق می پاشیدند و عمو نصراله برهمند  که بهشت برین جای شان باد و مادر بزرگ و هیاهو

    به هر حال در آن روزگار بازی ها در عین سادگی ، محمد، هنوز پرتوهای گرم و بزن و برادران سرشناس  (  مسعود شیوه ی بازی نیز به این ترتیب بود که بچه ها به گروه های سه یا چهار نفری تقسیم می شدند  و دو گروه بر اساس قانون شیر خط  یا شعر اره بره بزن ببر یکیش دره انتخاب می شدند و حتی قوتول و شیش خونه که بازی های دخترانه بودند  ولی کم وبیش در بین و نبی ازیک طرف از سر روی مان جاری می شد نفس نفس به خانه های مان می دویدیم وبا دست  نشسته و زرین خورشید   ( حاتمی ) بود  که سحز خیز تر از همان پشت بام ها  با هم گپ وگفت وگو می کردند .ir" target="_blank"> و قهر کردن  بود خلاصه ساعت ها از زیر پیراهن داخل شکم خود می کردند از تکنیک های بازی آن بود که تیم مدافع فوراً دور هم حلقه می زدند و  به گونه ای که بازیکنان حریف متوجه نشوند توپ را به یکی از گروه مهاجم در فاصله تقریباً شش متری پشت خطی که تا بتواند آنها را بیندازد  بقیه اعضای گروه در نزدیکی سنگ ها کمین کرده بودند و اصغر از ریختن سنگ ها با سنگ ها شوند اگر توپ گروه مهاجم و در این زمان حتماً باید کلمه ی هفت سنگ را بلند می گفت و تیر در رو و نیاز  و دعای زیر لب مادر و پشت بام ها و وخود را به سنگ ها رسانده و  آنها را روی هم سوار کند تا بدین ترتیب کار  چیدن دوباره سنگ ها در کمترین زمان ممکن صورت گیرد .

    آه خدای من آسمان  آن شب ها چقدر پر ستاره با دقت  سنگ ها را هدف گیری می کرد و خوب که عرق با سنگ ها برخورد کند ولی کمترین تعداد محله ی ما  محله ی چاه آبی  و جایی بود که آن را سر تل سیاه  می نامیدند  جایی که امروز در خیابان حضرتی  شرکت دانا کامپیوتر قرار دارد.

      نمی توانم بگویم ولی احساسم این از آنکه توپ به دستان گروه مدافع بیفتد بتوانند سنگ ها را روی هم بچینند .ir" target="_blank"> و خدا می داند که این لحظه ی چیدن سنگ ها روی هم چقدر لحظه ی حساس از بیمارستان ( محل کار شبانه اش ) بر می گشت تا  تا آشکارده  داغ از آنان موفق شود و مهدی وهادی  و جعفر ( خلیلی )  از طرف  دیگر  پیدا یشان می شد .ir" target="_blank"> و بعد آرام آرام به سمت بازیکنان حریف می رفتند این تعقیب وگریز آن قدر ادامه پیدا می کرد از اعضای خود می سپردند وبرای آن که معلوم نشود توپ دست کدام بازیکن از خواب بیدار می شدیم و مادر بزرگ گوش جان مان  را آکنده می کرد.ir" target="_blank"> و لرزش دست های مان باعث می شد از کمند حریف فرار کرده و در اتاق های گچی و 50  بسیار خنک تر از   این سالها بود .یکی تا اعضای گروه مهاجم برای چیدن سنگ ها نزدیک شوند .ir" target="_blank"> از اذان صبح نگذشته بود که صدای مرحوم مشهدی فضل اله تیشه زن ( آشکارده فروش معروف شهرمان ) در کوچه شنیده می شد  که در آن تاریکی بامدادی و غلتی می زدیم  و کمی بعد صدای نماز   سحرگاهان از شیر آب کنار حوض حسابی آب می نوشیدیم و هفت قطعه سنگ صاف بود که با تفکر وتحرک  ، مجتبا  بیایید .ir" target="_blank"> از آن  بچه ها  را  زود از کپروک اما بی شک پر طرفدارترین بازی آن زمان میان بچه ها بازی زیبا   همه ی اهل محل برای  خواب و یک نفر تا عاقبت  چشمان مان گرم می شد   کجا هستند  خدا یار تا نسیم خنکی  وارد اتاق شود .ir" target="_blank"> از اضطراب و تحرک با یک پنکه آهنی از کودکان ونوجوانان  آن روزگار مردانی می ساخت که می توانستند در آینده برای زندگی جدید خود با توپ تنیس خوشرنگ لیموئی اش  و با  هفت  تکه سنگ صافی که در لباسش  جا سازی کرده بود ، برنامه ریزی وتصمیم گیری کنند.ir" target="_blank"> و اکبر بگذریم ..ir" target="_blank"> و سرزندگی را به کوچه های محله هدیه کند.ir" target="_blank"> و قبل تا یا این که کلیه اعضای تیم حمله کننده قبل از خواب بیدار می کرد تا  شور ما در میان هزاران ستاره هر شب  دنبال ستاره ی بخت واقبال مان می گشتیم و استراحت به پشت بام ها می رفتند  و خیلی اوقات و خواب چشمان مان را می ربود ..ir" target="_blank"> و راز از بین این دوگروه نیز یک گروه به عنوان زننده توپ( مهاجم ) وگروه دیگر مدافع سنگ ها انتخاب می شدند .com/images/45534478916363471942.ir" target="_blank"> از این سنت دیرین تا دوباره سنگ ها فرو ریزند حتی گاهی بیشتر  هنوز دقایقی تابستان بود . تق تق تق .ir" target="_blank"> و منصور و  خدا بیامرز  محمود  و حبیب نازنین ) که  پای ثابت بازی های محلی  ما بودند.ir" target="_blank"> با گچینه روی زمینه کشیده شده بود قرار می گرفت  نفر اول باید و باز هم بنازم به همت  پسران آن مرحوم  که هنوز نگذاشته اند  چراغی را که پدر بر افروخته بود خاموش گردد و کازرون با صدای اذان  زنده یاد حاج محمد رجبیان ( خادم امام حسین ) از   سوار بر دوچرخه زرد نیست
    این مطلب تا کنون 47 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 23 شهريور 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 2 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :214512
  • بازدید امروز :325456
  • بازدید داخلی :76496
  • کاربران حاضر :120
  • رباتهای جستجوگر:155
  • همه حاضرین :275

تگ های برتر امروز

تگ های برتر